در این مقاله از آکادمی امید شمارا با روانشناسی بازار مالی آشنا

خواهیم کرد

عبارت فومو (FOMO) مخفف Fear of missing out و به معنای ترس

از دست دادن است. در مبحث روانشناسی بازار مالی سرمایه‌گذار

فومو به شخصی گفته می‌شود که نسبت به هر سرمایه‌گذاری که

می‌خواهد انجام دهد، به شدت خوش‌بین است. خب به هرحال

ممکن است که این سرمایه‌گذاری درست باشد و فرد به این فکر

می‌کند که اگر این فرصت سرمایه‌گذاری را از دست بدهد، دیگر

چنین فرصتی برایش پیش نخواهد آمد!

همه‌ی ما موافقیم که استدلال بالا چقدر غیر منطقی به نظر می‌رسد.

اما با این همه این استدلال، تفکر خیلی از سرمایه‌گذاران است و

می‌تواند به شدت برای آن‌ها دردسرساز باشد. چرا که آن‌ها را وادار

به انجام دو کار خواهد کرد. اول اینکه باعث می‌شود آن‌ها به سراغ

اولین فرصت سرمایه‌گذاری که می‌بینند بروند. حتی اگر این فرصت

درست نباشد. مورد دوم که از اولی هم بدتر می‌باشد، این است

که فرد مبلغ سرمایه‌گذاری خود را بالا خواهد برد. خب شخص با

خودش فکر می‌کند که اگر قرار است سودی از این سرمایه‌گذاری

نصیبم شود، چرا فقط چندصد یا چند هزار دلار روی آن سرمایه‌گذاری

کنم؟ اما چه اتفاقی می‌افتد که این موقعیت (با اینکه اصلا انتظار

نمی‌رفت)، منجر به ضرر شود؟ روانشناسی بازار بورس به شما

می‌گوید که فرصت‌های از دست رفته بخشی از بازی است و گاهی

اوقات اتفاق می‌افتد. پس نگران نباشید!

به طور سنتی، آموزه رایج در علوم مالی این ایده را که روانشناسی

شخصی فرد می تواند در تصمیمات سرمایه گذاری نقش داشته باشد،

را رد کرده است.

عوامل موثر بر روانشناسی بازار مالی و رفتار معامله گران

1- شاخص بورس

به طور کلی شاخص بورس نمایانگر وضعیت کلی بازار در یک مقطع

مشخص می باشد.در مقاطع زمانی که شاخص بورس به شدت منفی

و به اصطلاح ریزشی است به چند دلیل باید تا حد امکان از معامله

خودداری کرد:

 زمانی که شاخص به شدت ریزشی  و منفی است و هر روز عدد های

بالای منفی و قرمز را در مقابل دیدگان فعالین بازار قرار می دهد خود

به خود این دستور را به ذهن افراد صادر می کند که سرمایه شما در

حال از بین رفتن است و بیشتر از این هم جای افت قیمت ها وجود دارد

پس معامله گران، مخصوصا افراد کم تجربه از یک جایی به بعد دست به

معاملات هیجانی و فروختن سهام خود با ضرر های زیاد می زنند که این

خود به بیشتر منفی شدن کلیت بازار و خروج نقدینگی از آن شدت

بیشتری می بخشد. پس عقل سلیم حکم می کند که در چنین بازاری

اقدام به معامله و خرید سهام نکنیم حتی اگر خیلی از سهام در ارزنده ترین

قیمت های خود باشند و بگذاریم شاخص بورس و کلیت بازار به نقطه ای

برسد که متعادل شود و به جایی برسد که در یک مدت زمانی معین دیگر

عدد های منفی بالا را به خود نبیند. اما در زمانی که شاخص کل مثبت

و رو به بالا است درست بر عکس مطالب بالا اتفاق می افتد یعنی اکثر

فعالین بازار نه تنها سهام قبلی خود را نگهداری می کنند و نمی فروشند

بلکه نقدینگی جدید جهت خرید نیز اضافه می کنند که این خود باعث

مثبت شدن و افزایش قیمت ها در آن مدت زمان می باشند.

2- خوش بینی یا بدبینی افراطی نسبت به بازار

تجربه ثابت کرده است زمانی که کلیت افراد جامعه  و فعالین بازار در مورد

بازار بورس اظهار خوش بینی می کنند و از روند صعودی آن بسیار خوشحال

هستند و طمع و تعصب جای تجزیه و تحلیل را می گیرد، اکثریت معامله گران

خرد بازار و برخی از افراد بی تجربه ی خارج از بازار که به خاطر همین اخبار

می خواهند وارد بازار شوند ، شروع به خرید های هیجانی و بی دلیل در

قیمت های بالا می کنند، که هیچ گونه توجیه تحلیلی برای خرید وجود ندارد.

در این زمان افراد با تجربه و بازیگردانان اصلی سهام به جای خرید، شروع

به فروش و ذخیره سود ناشی از خرید های قبلی خود می کنند. بعضا این

خوش بینی افراطی و هیجانی توسط بعضی از همین بازیگردانان اصلی

به معامله گران خرد و افراد جامعه تزریق می شود تا بتوانند سهام خود

را در قیمت های بهتر بفروشند. این حالت معمولا در آخر یک روند پر قدرت

صعودی شکل می گیرد، جایی که قیمت اکثریت سهام در حباب مثبت بالا

قرار دارد و از لحاظ قیمتی دیگر در این قیمت ها ارزنده نمی باشند.

3- داشتن استراتژی مدون

سومین عامل موثر بر روانشناسی بازار بورس و رفتار معامله گران،

داشتن استراتژی مدون است. در تاریخ بشریت افرادی که به جایگاه

بالایی رسیده اند افرادی بوده اند که برای رسیدن به اهداف خود برنامه

و استراتژی منظم داشته اند. ذهن و فکر انسان زمانی که دچار سردرگمی

می شود بیشتر بر اساس هیجانات و احساسات رفتار می کند  اما زمانی

که از قبل برنامه ریزی شده باشدو مسیر راه برای آن مشخص شده باشد

،منطقی عمل کرده و خروجی عملکرد آن همان چیزی می شود که انسان

انتظار دارد.بازارهای مالی و بورس ایران نیز از این قائده مستثنی نیست

و اتفاقا اهمیت این موضوع در این بازارها دوچندان است.معامله گری که

قبل از خرید یک سهم و درگیر کردن سرمایه خود ،آن را مورد تحلیل و

بررسی همه جانبه قرار داده و مسیر را تا رسیدن به اهداف قیمتی ،برای

خود ترسیم کرده است هیچ وقت اسیر هیجانات و استرس نمی شود

(رعایت روانشناسی بازار بورس و مدیریت سرمایه مناسب) و در هر شرایطی

از بازار، برای خود راهکاری دارد که بر اساس آن عمل می کند.

4- ترس و طمع

چهارمین عامل موثر بر روانشناسی بازار مالی و رفتار معامله گران ترس

و طمع می باشد. موردی که می خواهیم در مورد آن بحث کنیم  عاملی

است که ذهن و فکر انسان در اکثر مواقع به طور نا خود آگاه مغلوب

همیشگی آن بوده است. شاید این دو کلمه خیلی به گوش شما خورده

باشد اما مفهوم و نحوه مقابله با آن به صورت مجهول در ذهن شما باقی

مانده است.

در بازار بورس ترس و طمع زمانی ایجاد می شود که شما سهمی را

در یک قیمت مشخص خریده باشید و قیمت آن بعد خرید شما دچار افت

قیمتی بیشتر شود.در این زمان مغز معامله گر به صورت ذاتی این فرمان

را می دهد که سرمایه شما در حال از بین رفتن است و همین امر باعث

به وجود آمدن استرس برای شما می شود .بعضی از معامله گران بی تجربه

هم با حساب کردن لحظه ای ضرر و زیان خود به این فکر منفی دامن می زنند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

هفت − 1 =

فهرست